الشيخ عباس القمي
149
يازده رساله ( فارسى )
و اميرالمؤمنين عليه السلام در اين غزوات اظهار خرق عادت نخواست بنمايد ، بلكه اين شجاعت و قوّت ملازم قالب بشريّت آن حضرت بود ، دوست و دشمن اعتراف دارند كه شجاعت آن حضرت ، شجاعت گذشتگان را از ياد برد ، و نام آيندگان را بر زبان مردم فسرد ، مقاماتش در حروب مشهور و حروبش تا قيامت معروف و مذكور است ؛ شجاعى است كه هرگز نگريخته ، و از هيچ لشكرى نترسيده ؛ و چه خوب گفت طرماح به معاويه در وقتى كه معاويه در مكتوب خود براى آن حضرت نوشت آوردن لشكر بسيار را به جنگ آن حضرت ؛ گفت : « أَظُنُّكَ تُهَدِّدُ البَطَّ بِالشَّطِّ » گفت ترسانيدن تو على را به كثرت لشكر مثل ترسانيدن مرغابى است به شط آب ، على از درياى لشكر چه بيم دارد ، على عليه السلام يك خروس منقار بزرگ دارد كه مالك اشترش باشد كه لشكر تو را مانند دانه برمىچيند تا چه رسد به خودش . و بالجمله هرگز خصمى مقابل آن حضرت نيامده كه نجات يافته باشد مگر به ايمان آوردن ، و هرگز ضربتى نزده كه محتاج به ضربت ديگر باشد . شجاعى را كه آن حضرت مىكشت قوم او افتخار مىكردند به آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام او را كشته ، و لهذا خواهر عمرو بن عبدود در مرثيه برادر خويش اشعارى خواند به اين مضمون كه اگر كشنده عمرو غير اميرالمؤمنين عليه السلام بود من تا زنده بودم بر او مىگريستم ، اما چون قاتل او يگانه است در شجاعت ، ممتاز است به كرامت ، كشته او را عارى و ننگى نيست . و شجاعى كه لحظهاى در مقابل آن حضرت مىايستاد پيوسته به آن افتخار مىنمود و از قوّت قلب و دليرى خود مىسرود ، پادشاهان بلاد كفر صورت آن جناب را در معبد خود نقش مىكردند ، و جمعى از ملوك ترك و آلبويه براى تيمّن و تبرّك صورت او را بر شمشيرهاى خود از جهت ظفر و نصرت بر دشمن نگاشته و با خود مىداشتهاند . بيست و دوم : بدانكه قوّت و زور آن حضرت ضرب المثل است در آفاق ، و هيچ كس به قوت او نبوده و احدى همپايه او نبوده ؛ درِ خيبر را به دست معجزنماى خويش از